بوسه بر آفتاب

مجموعه شعر (غزل، مثنوی، ساقی‌نامه)
محمود ابراهیمی

مقدمه ناشر
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
نغمه‌های نسیم در لابه لای شاخسار درختان، ترانه‌های روحبخش پرندگان و آوای موزون گذر آب، موسیقی جان بخش طبیعت را از همان آغاز زندگی بشر، در نهاد آدمی پرورش داد و روح او را لطافت بخشید.

لاجرم نخستین زمزمه‌های انسان نیز با الهام از روح طبیعت، آهنگین و شعرگونه بود؛ آواهایی که از درون سرچشمه می‌گرفت و موزون و موسیقی‌وار ادا می‌شد؛ آواهایی که در حرکتی آرام، به سرچشمه‌ی گفتار بشر تبدیل شد و شعر و موسیقی از آن متولد گشت.

شعر، همان ذوق زیبایی‌پسند انسان است که با پیوند کلمات، به زیبایی شکل می‌گیرد و همچون گل‌های باغ و راغ‌دیدگان هر بیننده‌ای را به تماشا فرامی‌خواند و اشعار آقای محمود ابراهیمی این‌گونه است. دل‌نشین است:
کندوی عسل، لب بگشا، حرف بزن
لبخند شراب لب تو شیرین است

و روح نواز است:
کوچه‌ام مست غبار گام شهرم می‌شود
بوی ساحل می.تراود از دل سجاده‌ام
و گاه به کنایه دست می‌زند:
کندوی لب هایت، عسل سرشار دارد
اما، سکوتی تلخ دارد نیش چشمت
و زمانی دست در دست مشتاقان، به گوشه گوشه‌ی دنیا سرک می‌کشد:
ز مشهد زعفران، سیب از دماوند و ز‌ قم سوهان
انار از جم، رطب از بم، برایم هدیه آوردی
و در هنگامه‌ی حال، که بشر درگیر آن است، تابلویی از هیچی و پوچی را به تصویر می‌کشد:
پارو زدیم زورق دل را در این سراب
این پیچ و تاب گمشده پیدا نمی‌شود

سروده‌های ایشان از آن شعرهایی است که 《به هر سو می‌کشد مرا…》 و در پیوند خیال و آرامش، دنیایی چشم نواز و رؤیایی را هدیه می‌کند، آن‌طور که از حال بد، کَنده می شوی و حال خوب را تجربه می‌کنی.